تو کیستی که من این گونه بی تو بیتابم
شب از هجوم خیالت نمی بر خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سر گشته روی گردابم!
تو در کدام سحر بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا؟
تو را کدام جهان؟
تو در کدام جهان؟
تو را کدام کرانه تو را کدام صدف؟
تود رکدام چمن همره کدام نسیم؟
من از کجا امدم سر راه تو ناگاه!
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین اه!
مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه!
کدام نشاه دویده ست از تو در تن من؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند
به رقص می آیند
سرود می خوانند!
چه آروزی محالی ست زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن باتو:
به من بگوکه مرا از دهان شیر بگیر!
به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!
بگو جگر کوه قاف را بشکاف!
ستارها را از آسمان بیار به زیر!
تو را به هرچه تو گوی به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه صبر مخواه
که صبر را درازی به مرگ پیوسته ست!
توآرزوی بلندی ودست من کوتاه
تو دور دست امیدی پای من خسته ست
همه وجود تو مهر است وجان من محروم
چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نابینا به ماه گفت : دوست دارم
ماه گفت چه طوری؟تو که نمی بینی؟
نابینا گفت :چون نمی بینمت دوست دارم
ماه گفت : چرا؟
نابینا گفت : اگه می دیدمت عاشق زیباییت می شدم شدم.
ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت
سلام دوستای عزیز .شب پاییزی تون بخیر باشه
امیدوارم لحظات خوبی داشته باشید![]()
زندگی دفتری ا زخاطرهاست
یکی در دل شب
یکی در دل خاک
یک نفر همسفر خوشبختی هاست
یک نفر همنشین سختی ها
چشم تا باز کنیم
عمرمان میگذرد
ما همه همسفریم
سلام دوستای عزیز غروب پایزه بد جوری دلم گرفته![]()
براتون آرزوی موفقیت می کنم ![]()
بای![]()
می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی
امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم
اگه نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت میآد بری بدون من بری سفر
بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو یادم می آد وقتی که بارون می زنه
ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم
شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم
ای کاش بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم
به آرزوهام می رسم اگر که تو پیشم باشی
اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته ها تو نقاشی
تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی مرگ گلهای مریمه
نگام کن و برام بگو بگوی می ری یا می مونی
بگو دوسم داری یا نه مرگ گلهای شمعدونی
نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها ![]()
عیدتون مبارک ![]()
کاش می دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
با مژ گان بلندت را
می خوبانی
آه وقتی که تو چشمانت
آن جام لبا لب از جاندارو را
سوی این تشنه جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم میگذرد
روح گلبرگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر عشق
پر پرم می کند ای غنچه رنگین !پر پر!
من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنچه باد
رقص شیطانی خواهش را
در آتش سبز!
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می بینم
بیش از ین سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را
یاری تماشایم نیست
کاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست
سلام دوستای مهربون
عید سعید فطر را تبریک میگم![]()
در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کو چک من دلهره ویرانی ست
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم.
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرسخت و مشوش
و در این بام که هر لحظه دراو بیم فرو ریختم است
ابر ها همچون اندوه عزادارن
لحظه ی باریدن را گویی منتظرند
لحظه ای
وپس از آن هیچ
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره ها یک نا معلوم
نگران من و توست
ای سراپایت سیز
دست هایت را چون خاطره ای سوزان
در دست های عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش های لبهای عاشق من بسپار
باد ما را خواهد برد
باد ما را خواهد برد
سلام به دوستا ن همیشه مهربون
امیدوارم که همه خوب باشین
نماز روزه هاتون قبول بای![]()
![]()
![]()
لحظه ی به تو رسیدن یه تولد دوباره س
شهر چشم تورو داشتن یه غروب پر ستاره س
خواستن دستای گرمت مث ماجرا می مونه
برق الماسای چشمت مث کیمیا می مونه
اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگ تازه
اسم من کنار اسمت قطر خوشبختی می سازه
تو رو هرکی داشته باشه می ره تا قله ی خورشید
با تو می شه غصه ها رو به زلال چشمه بخشید
زیر چتر لمس دستات می شه تا خدا رها شد
می شه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد
با تو غم رنگی نداره زندگی شهر فرنگه
از تو قلعه ی نگاهت رنگ غصه هم قشنگه
سهم هر کسی که باشی خوش به حال روزگارش
پاییزو زمستوناشم میشه هم رنگه بهارش
شعله ی آتیش چشمات یه چراغونی زیباست
لحظه ی به تو رسیدن بهترین لحظه ی دنیاس
با یه لبخند طلاییت همه ی زمین می لرزه
آرزوی تو رو داشتن به هزار دنیا می ارزه
روی انگشتر شعرم قیمتی ترین نگینی
دوس دارم واسه همیشه روی چشم من بشینی
می شه تو هوای پاکت تا سحر نفس نفس زد
تا تو باشی می شه آسون چهره ی آفتابو پس زد
برای او ![]()
سلام نماز روزه هاتون قبول باشه .التماس دعا ![]()
![]()
پرورگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند.
عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند
بگریم برای کسانی که هرگز غصم را نخوردند
به من بیاموز لبخند بزنم
به کسانی که هرگز تبسم به صورتم ننواختند
محبت کنم به کسانی که هرگز محبتی در حقم نکردند![]()
نماز روزه هاتون قبول![]()
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا
پر قاصدک هایی است که خبر می ارند
از گل واشده ی دور ترین بوته ی خاک
روی شن ها هم
نقش های سم اسب سواران ظریفی است
که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است :
تا نسیم عطشی در بن و برگی بدود
زنگ باران به صدا می آید
ادم ایجا تنهاست و در این تنها یی
سایه نارونی تا ابد جاری است
به سراغ من اگر می ایید
نرم اهسته بیایید
مبادا ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
سلام به همه ی دوستای عزیز و خوبم
امیدوارم حالتون خوب باشه
نماز روزه هاتون قبول باشه
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
دست به دست دیگری از این گذشته کار
اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم
گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت میکنم
رفتم کنار پنچره دیدم تورا با بگذریم
چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت می کنم
من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم
تو التماسم می کنی جوری فراموشت کنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم
گقتی محبت کن برو باشه خداحافظ ولی
رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم ![]()
آرزویم این است
نتراود اشک در چشم تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق ان که تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوستت می دارد
به همان اندازه
که دلت می خواهد
نماز روزه ها ی همتون قبول باشه ![]()


